سلام!
چند روزیه مامان رفته مسافرت!
چی بگم از جای مامان بودن که خیلی دردسر داره! صبح پاشو برو خرید! سبزی بخر! بیار پاکش کن! خونه رو مرتب کن!نهار بپز! ظرفا رو بشور! لباسارو تو ماشین لباسشویی بریز!( باز خدا رو صد هزار بار شکر که مجبور نیستی بشینی با دست لباس بشوری!
)! درختای حیاط آب بده! وای سفره بنداز !سفره جمع کن! چای دم کن! باز بعد از ظهر به این فکر کن که شام چی درست کنی!!
اینجوریه دیگه! مامانا این همه زحمت میکشن ما هم که میایم خونه همیشه طلب کاریم! حالا این کارا که فقط کارای عادی و همیشگیه! وای از اون روزی که بخواد مهمون بیاد یا موقع خونه تکونی ...
البته غیبت چند روزه مادرا برا دخترا (مخصوصا از نوع دم بختشون!) خیلی هم مفیده! دخترای امروزی که هیچ جور غذا بلد نیستن درست کنن وقتی مامان خونه نیست میتونن تجربیات ارزشمندی حاصل کنن از جمله سوزاندن و بیرون انداختن غذای سوخته! بدون هیچ درد سری! یا خوراندن پلوی شفته و سوپ تبدیل به ماکارونی شده به بابا جون! که حیوونکی چاره ای جز تحمل کردن و البته بعد ها قدر مامان جون رو بیشتردونستن نداره! حالا اینا رو میگم خیال نکنین دارم از تجربیات ارزشمند خودم صحبت میکنما! نخیرم! خدا رو شکر تجربیات ما به گونه ای مشابه اما در فضای بسیار فرهنگی خوابگاه حاصل شده!
تنها فرقش با خونه این بود که اونجا ده نفری میریختیم سر اجاق! و هرکسی واسه بهتر شدن غذا یه پیشنهادی میداد! الان که دیگه آشپزی واسه ماکاری نداره مخصوصا که به شکرانه بالا رفتن قیمت ها از میل کردن برنج آلات! محروم (ببخشید راحت) شدیمو این نون رو هم اگه یه کم بدن بالا دیگه میشیم عند خارجیا! ( که معلوم نیست با اون دو لقمه ای که میخورن چه جوری سیر میشن؟ اصلا اون چیزا چیه اونا میخورن؟؟!) خونه نبودن مامان یه فایده دیگه هم داره اونم اینه که در مورد مسائلی که گاهی اوقات آدم با مامانش به توافق نمیرسه دیگه خود خودش تصمیم میگیره٬ در واقه یه جورایی با احساس استقلال حال میکنه! ...
ولی خداییش خونه بدون مامان صفا نداره ! خدا هیچ خونه ای رو بی مادر نکنه! مامان جون خیلی دوستت دارم زود برگرد!
خدایا سایه همه پدرا و مادرا رو٬ روسر بچه هاشون حفظ کن! خدایا همه مریضا رو شفا بده! خدا جون به ما لیاقت فهمیدن لحظه ها و استفاده درست ازشونو عطا بفرما!![]()


