تبليغاتX
عکس سیب
عکس سیب

پارسال این موقع ها یه نواری رو گوش میکردم از صحبت های اقای پناهیان راجب حقیقت بندگی! مربوط به ماه رمضون بود. حرفای خیلی جالبی بود ٬ ۳۰ تا نوار بود واسه ۳۰ روز ماه رمضون و من تنها ۳ تا نوارشو کامل گوش دادم٬ هر روز که میگذشت و حسای تازه ای رو که تجربه میکردم انگار بیشتر به عمق حرفاش پی میبردم! اما بیشتراز ۳ تا نوار نشد! لابد ظرفیتشو نداشتم! شایدم تنبلی کردم! تو نوار اول یه کمی راجب بزرگی خدا حرف زده بود! درسته که میگیم خدا خیلی مهربونه٬درسته که این ماه ٬ماه نزدیک شدن به خداست اما چجور نزدیکیی؟ ما کجاییم و خدا کجا؟ آیا برای نزدیک شدن بهش میخوایم اونو ازون مقام بالا بیاریم پایین و به خودمون نزدیکش کنیم ؟ میدونیم جایگاهش کجاست؟ تصورمون از خدا چیه؟ خدا کجاست؟ نمیخوام مطلب طولانی بشه اما قبل از اینکه اون چیزی رو که میخوام بنویسم مجبور بودم اینا رو بگم! وقتی خدا رو بیاریم پایین٬ وقتی ارزون بدستش بیاریم٬ راحت هم از دستش میدیم! منی که بار ها سوره توحید رو خوندم هیچ وقت تو معنی ایه هاش دقیق نشدم تا بفهمم بی نیازی خدا یعنی چی؟ حالا میخوام از یه کتابی که نویسندش یه نفر مسیحیه راجب بی نیازی خدا بنویسم٬ شاید خودمم یکم بیشتر فکر کنم...

بیضاوی راجع به آیه ((الله الصمد)) چنین میگوید:کلمه صمد در زبان عربی یعنی بی نیاز و لذا این دو کلمه این طور معنی میشود که خداوند بی نیاز است.

خداوند میتوانست به جای کلمه ئ صمد برای مفهوم بی نیازی کلمه ای دیگر را به کار ببرد٬ در عربی کلمات متعددی با معنی بی نیازی وجود دارد اما هیچ کدام دارای مفهوم مبسوط صمد نیست.این کلمه از لحاظ رسانیدن مفهوم بی نیازی به قدری بسیط است که استنباط ان برای ما ادمیان اگر محال نباشد ٬دشوار است.

ما بی نیازی را در درجه ئ اول بی نیازی مادی میدانیم٬ یعنی انسان از لحاظ معاش به کسی احتیاج نداشته باشد اما مرد یا زنی که از لحاظ معاش به کسی احتیاج ندارد٬ از خیلی جهات نیازمند دیگران است.

او برای خوردن نان نیازمند کشاورز و آسیابان و نانواست و از لحاظ خوردن گوشت نیازمند دام پرور و سلاخ و قصاب است و از لحاظ پوشاک نیازمند ریسنده و بافنده و خیاط است.

به فرض اینکه یک نفر پیدا شود که مانند روبینسون کروزوئه ئ معروف به تنهایی در یک جزیره ئ خالی از سکنه سکونت نماید و تمام حوایج خود را بدست خویش براورد٬ باز نیازمند است چون در جزیره ای که محل سکونت روبینسون بود٬ اگر درخت وجود نداشت آن مرد نمیتوانست اتش بیفروزد٬ و اگر زمین و آب نبود آن مرد نمیتوانست چیزی بکارد و محصول بردارد و اگر جانوران نبودند وی نمیتوانست تا مدتی با گوشت شکار زنده بماند و لذا روبینسون برای ادامه زندگی احتیاج به درخت و زمین و اب و جانوران داشت.

انسان علاوه بر حوایج مادی دارای حوایج عاطفی است و بایستی همسر داشته باشد و از دیگر نیاز های انسان حاجات وظایف اعضاست.

ما ادمیان نیازمند تپش قلب و جریان خون در بدن هستیم و کافی است که جریان خون در بدن متوقف شود تا بعد از پنج دقیقه مغز ما و انگاه سایر اعضای اصلی بدن ما بمیرد.

یکی از حوایج ما حاجت اندیشیدن است و بدون اندیشیدن نمیتوانیم از لحاظ معنوی به موجودیت خود پی ببریم و هنگامی به (من) پی میبریم که٬ فکر میکنیم

گفتیم که ما نمیتوانیم به مفهوم مبسوط صمد پی ببریم و یکی از مواردی که سمند استنباط ما را لنگ میکند٬ همین مسئله ئ اندیشیدن است و ما نمیتوانیم ادراک کنیم که خداوند چگونه بدون احتیاج به اندیشیدن به موجودیت خود پی میبرد و می فهمد که٬ هست.

ما نمیتوانیم جواب این سوالات را بدهیم و چه کوته فکر هستند کسانی که گفته اند خداوند چون احتیاج داشت که او را بشناسند انسان راخلق کرد. انها متوجه نشدند خدایی که برای پی بردن به موجودیت خود حتی نیازمند اندیشیدن نیست چه احتیاجی داشت که انسان را بیافریند تا اینکه ادمی او را بشناسد؟

علمای نجوم شمار کهکشان ها را یکصد میلیارد تخمین زده اند و کهکشانی که دنیای خورشیدی ما در ان است یک کهکشان کوچک می باشد اما میلیارد ها خورشید در ان است.

ایا تمتم این کهکشان ها و خورشید ها برای شناسایی خداوند کافی نبود که خداوند انسان را افرید تا کسی باشد که وی را بشناسد؟!

پ.ن.۱:برگرفته از کتاب قرآن را چگونه شناختم به قلم دانشمند محقق انگلیسی کینت گریک٬استاد دانشگاه کمبریج٬ ترجمه ذبیح الله منصوری

پ.ن.۲: شرمنده که این قدر طولانی شد اما به نظرم اگه کمی درموردش فکر کنیم ارزششو داره!

نوشته شده توسط مهمون در پنجشنبه چهاردهم شهریور 1387
لينك مطلب

سلام! موقع سحر آسمونو دیدین؟ اسمون شهر ما بر خلاف دل بی ستاره من ستاره بارون شده بود!حتی یه شهاب هم تو اسمون دیدم! صدای مناجات میومد! .....خوش به حال کسایی که این روزا و این شبا رو بفهمن!

نمیدونم چی بنویسم! از ارزو ها نوشتن کار سختیه! نمیدونم!

یه ساله منتظرم تا شب قدر برسه٬ پارسال شب قدر پر بود از عظمت! پر بود از شکوه! تو اون شب مهمون "شکست" و چه شکستنی! و چه از خود بی خود شدنی! شاید  ارزوی بزرگم اینه که یه بار دیگه یه همچین شبی رو تجربه کنم! شب قدر پارسال روحمو تازه کرد٬ منی که همیشه از درون غمگین و پر از درد بودم٬ افکارم مسموم بود٬ دائم تو نوسان بودم... بد بودم!... تو اون شب چشم دوختم به ستاره ها ٬ تا اوج بودن پرواز کردم! تا میتونستم با خدا حرف زدم!  انگار فهمیدم خدا ازم چی میخواد! دیوونه شدم! شاید مردم و دوباره متولد شدم! نمیدونم هرچی بود شکوه بود! شور بود! عشق بود! حالا ارزوم اینه که یه بار دیگه " بشکنم"! اون وقت با دل شکستم٬ دست دراز کنم سمت اسمون ٬ خیره بشم به ستاره ها و از خدا فقط خودشو بخوام! میدونم دستمو میگیره! چون یه بار این لحظاتو تجربه کردم! ازش خیلی چیزا خواستم و اون همشونو بهم بخشید! سخاوتمندانه بخشید!  وجود ناپاکم تو لحظه های پاکی که بهم میبخشید محو می شد! اگه تو اون روزا می مردم هیچ تاسف نمیخوردم! حالا من اون روزا رو میخوام... خدایا! الهی! بهتر از اون روزا و شبا رو ازت میخوام! میدونم دوباره کم کاری کردم! یادم رفت ارزوی بزرگمو لحظه تحویل! اون لحظه هم یه ارزوی براورده شده بود! بهترین لحظه زندگیم! وقتی تو هویزه کنار مزار شهید اسماعیل کو همدانی نشسته بودم و واسه همه دعا میکردم! و اولین دعام بعد از یا مقلب القلوب... اللهم عجل لولیک الفرج ... بود! فقط همون موقع معنای انتظار رو درک کردم! با همه وجود درک کردم! من اون لحظه ها رو میخوام! شکوه اون لحظه ها رو! معرفت اون روزا رو! کمکم کن بشناسمت! بفهممت! از خودم بگذرم! کمکم کن! تو رو خدا! میدونم باید خیلی تلاش کنم! بی توقع مهربونی کنم٬ مواظب زبونم باشم٬ مواظب چشمم باشم٬ مواظب افکارم باشم٬ موقع نماز بدونم چی دارم میخونم٬ واسه چی دارم میخونم٬ میدونم باید کنار بقیه ادما٬ بین این همه هیاهو هدف زندگیمو پیدا کنم! ...بسی از خویشتن تشویش دارم/که میدانم چه ها در پیش دارم! تو این لحظه های نور خودت کمکمون کن!

نوبت نوشتن مشکلاته!

خدا کنه همه جوونا تو این دوره زمونه سخت٬ بی خیال این تجملات بشن و با دل خوش با اونی که دوستش دارن ازدواج کنن و برن سر خونه و زندگی شون٬ داداش منم جزو اونا!

خدا کنه وضع این جامعه خوب بشه! و همه قرض دارا از دین قرض این و اون راحت شن! ...

خدا کنه هر کی هر مریضی  داره تو همین ماه رمضون شفا پیدا کنه!  پا درد مامان بزرگ منم خوب بشه!

یه مشکل بزرگ تو این دوره زمونه تنهایی مادرزگا و پدر بزرگامونه که یه وقتی واسه خودشون برو بیایی داشتن و حالا که خسته و رنجور افتادن یه گوشه ما تنهاشون میزاریم و حتی نمیریم یه سر بهشون بزنیم٬ بیایم یه کم بیشتر قدرشونو بدونیم! خدا خودش همدم تنهایی مادربزرگ منم باشه و یه دل خوش بهش بده!

پ.ن.۱:قرار بود ۳ تا مشکل بنویسیم شما خودتون چارمیشو به بزرگی خودتون ببخشین!

پ.ن.۲:تصمیم داشتم دیگه با دلنوشته وقت خودمو بقیه رو هدر ندم اما  این بار مهمون خاله جون و راضیه خانم و این بازی بودم! امیدوارم ارزوهای هممون براورده بشه!

نوشته شده توسط مهمون در سه شنبه دوازدهم شهریور 1387
لينك مطلب

سلام !من اومدم!

یه روزی یه آدم خیلی بزرگی به خاطر فراموشکاری کسایی که ادعا میکردن اون ادمو دوست دارن واسشون یه نامه نوشت! تا به یادشون بیاره که گفتن راحته اما عمل کردن قاطعیت میخواد!

نامه امام زمان به شیخ مفید

این نامه در اوایل دوران غیبت کبری برای شیخ مفید(رحمه الله) که از جانب بزرگترین فقهای تاریخ شیعه به شمار می رود شرف صدور یافته است و جالب توجه است که حضرت در این نامه همان مقدار از غیبت(یعنی ۹۰ سال تا زمان شیخ مفید) راتاخیر نام نهاده اند و برای بیدار شدن مردم از غفلت نکات تکان دهنده ای را تذکر داده اند. از انجا که نامه مزبور طولانی است به فرازی از ان اشاره می گردد:

"...اگر شیعیان ما که خداوند متعال ایشان را به اطاعت خویش موفق بدارد با دل های متحد و یکپارچه بر وفای به عهد و پیمان خویش اجتماع میکردند ملاقات ما از انها به تاخیر نمی افتاد و سعادت دیدار و مشاهده با معرفت برای انها به زودی حاصل می شد و زودتر از این به دیدار ما نایل میشدند و ان چیزی که ما را از انان دور کرده (وباعث طولانی شدن غیبت شده است)گناهان و خطاهایی است که مرتکب می شوند و ما چنین توقعی از انان نداشتیم..."

در این فرازنامه چند نکته مهم جلب توجه میکند:

اجتماع قلوب

وفای به عهد نسبت به اطاعت امر امام زمان

ارتکاب گناهان توسط شیعه

این نامه در اواخر سال ۴۱۲ هجری صادر شده و هم اکنون متجاوز از هزار سال از صدور ان میگذرد. به راستی کدامین اجتماع٬ کدامین اتحاد و چقدر مجلس دعای دست جمعی نسبت به وفای عهدی که با امام زمان خویش بسته است صورت گرفته؟

پ.ن.۱: آشتی با امام زمان٬ دکتر علی هراتیان٬ چ ۶ ٬انتشارات کشف الغطاء

پ.ن.۲:... نمیدونم چی باید بگم!

"

نوشته شده توسط مهمون در یکشنبه دهم شهریور 1387
لينك مطلب


  • درباره وبلاگ
  • نقل قول از TAKP30
  • پیوندها
  • آرشیو موضوعی
  • نویسنده
  • لوگوی سایت

  • " dir="ltr" size="20">

  • جستجو
  • :جستجو در گوگل
    :جستجو در همین صفحه

  • آمارسایت
  • »افراد آنلاين:
    »تعداد بازديدها:
    »کاربر: Admin

  • کدهای شما


  • Design By TAKP30
  • طراحي قالب با


    POWERED BY
    BLOGFA.COM

    کپي برداري از مطالب وبلاگ فقط با ذکر منبع مجاز ميباشد .

    All Rights Reserved 2005-2006 © by tamis.blogfa.com