آدم وقتی داستان جنگ های امام علی رو میخونه یه جوری میشه! با خودم میگم اگه من اون موقع بودم چی کار میکردم! جزو کدوم دسته میشدم! یار امام میشدم یا دشمن امام؟ یا نه راه اسون تری رو انتخاب میکردم! سکوت و کناره گیری!؟
جنگ جمل جنگ عجیبیه! بهترین یاران پیامبر رو در روی هم قرار میگیرن! عمار که پدرش و مادرش اولین فداییان اسلام بودن تو لشکر امام علی٬ طلحه و زبیر که تو غزوه ها کنار پیامبر فداکاری ها کردن تو سپاه مقابل! داماد پیغمبر رو در روی "ام المومنین" همسر پیغمبر! فکرشو که میکنم نمیدونم واقعا تو جو اون زمان اگه بودم چی کار میکردم ؟با حرفایی که عایشه برای مردم میزنه! از پیغمبر میگه! از خونخواهی واسه خلیفه ای که کشته شده میگه! یا حرفای حضرت علی به طلحه و زبیر که شما خودتون ازادانه بیعت کردین حالا بیعت شکنی چرا؟ نکوهش مردم بصره که چرا لشکریان یک زن "جند المراه" شدین! یا اون همه ادم که با شجاعت تمام تو هر دو سپاه جنگیدن و هر کدوم خونشون رو برای فرماندشون و هر کدوم به نظر خودشون تو راهی که حق بود ریختن! به نقلی ۲۵۰۰۰ نفر٬ بعضی نوشتن ۱۵۰۰۰ نفر عده ای هم میگن ۱۴۰۰۰ نفر!
متنی که در ادامه مینویسم سخنان امام علی به شخصی به اسم حارث بن حوت هستش! کسی که زمان جنگ جمل حضور داشته اما مونده بود که کدوم سپاه سپاهه حقه!
"حارث٬ تو چون واژگون می اندیشی به ظاهر افراد نگاه کردی٬ حیران شدی. اگر نگاه بر امام خود مینمودی حیران نمیشدی. حارث تو نخست حق را نشناختی تا پیروان ان را تشخیص دهی و نیز باطل را بازشناسی ننمودی تا باطل گرا را بشناسی!"
حارث ابن حوت در جنگ جمل سرگردان شد. به حضور امام رسید اظهار داشت مگر میشود اصحاب جمل در گمراهی باشند! امام در پاسخ وی رهنمودی ارائه میدهد که فراتر از اندیشه بشری است. میفرماید تو چون واژگون می اندیشی حیران و سرگردان شده ای. اگر مستقیم فکر میکردی دچار حیران نمیگشتی. تو افراد را معیارقرار داده ای میخواهی از شناخت افراد به شناخت حق راه یابی! و این اندیشه واژگون است.برای شناخت صحیح نخست باید حق را شناخت انگاه پیروان حق را وباید باطل را شناخت و انگاه پیروان باطل را.
انچه حارث را حیران نموده بود همان شخصیت زدگی و سابقه اصحاب جمل بود که یکی لقب سیف الاسلام به گردن اویخته و دیگری عنوان ام المومنین را یدک میکشید. وی در حیرت است که ایا میشود سیف الاسلام چون زبیر بر باطل قدم بردارد.زبیر که از مسلمانان نخست است. اولین کسی است که شمشیر اهیخته٬ درهمه نبرد ها خط شکنی کرده! و از حوارییون رسول الله (ص) قرار گرفتهاست.مگر میشود در جبهه باطل بایستد؟
و نیز عایشه که در خرد سالگی مسلمان شده و از نه سالگی در کنار رسول الله قرار گزفتهاست و حتی کلام وحی از شخصیت حقوقی ویسخن گفته و وی را ام المومنین معرفی نموده است.مگر چنین شخصی قدم بر باطل بر میدارد؟
شخصیت زدگی به خصوص عنوان های دینی سبب حیرت حارث و حارث ها میشود. علت ان هم اندیشع واژگون است که شخصیت ها و عنوان ها را معیار شناخت حق می پندارند.
پ.ن.۱:منبع: امام علی الگوی زندگی٬ احمدی حبیب الله ٬ چ ۳ ٬ انتشارات فاطیما
پ.ن.۲: فکر کنم این "حارث ها" یکیش من باشم!!


